منم دوستت دارم....
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن آموخت
شبها بر گاهواره من
بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شیوه راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من
بر غنچه گل شکفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
این نقاشی رواز توی پوشه هات پیداکردم دلم نیومد نذارمش.آخه توی نقاشیتم
مهربونیات پیداست.منم خیلی دوستت دارم حنان گلم.عمرمنیییییی

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



منم دوستت دارم.... 
